احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
54
كنوز الحكمة ( فارسى )
خداوندىام كه مرا به خدايى فراستديد ، به رزّاقى نيز فراستانيد ! و هرچهتان مىبايد رجوع با من كنيد ! كه هرچه شما را مىبايد خزاين من از آن پر است . و از بهر شما دارم . و از بهر شما آفريدهام . چرا شما دست به هر ناكسى ، و خسى ، و دونى زنيد ؟ و از من چرا گريزيد ؟ فردا كه با من رسيد از من شرم نداريد ؟ مكنيد ! كه من شما را خداوند نيكام ، و شما در خداوندى من نمىدانيد . اگر كارى داريد ، و به كسى مى استعانت خواهيد ، بوك كند و بوك نكند ، و اگر بكند بىتوفيق و سعى ما نكند . من خود شما را در گشادهام : كى آمديد كه در بسته بود ؟ چه خواستيد كه ندادم ؟ چه گفتيد كه جواب ندادم ؟ شب و روز در باز نهادهام ، كه هيچ دربان و بازداشت نيست . اگر به درگاه چون خودى رويد بود كه در باز كند اگر نكند ، و اگر باز كند آنچه تو مىخواهى ندارد ، و هر دو خجل و تشويرزده گرديد . در خزينهء من چه تنگى ديدى « 1 » ، و از من چه بخيلى ديدى « 1 » ، كه ترا به جاى ديگر بايست شد ؟ ! ترا مىگويم كه : همه جهان . و كونين و عالمين . و هژده هزار عالم از آن من است ؛ قوله تعالى : رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا - اى بنده من ! با خدايى خود ترا مىگويم كه : هژده هزار عالم از آن من است . اگر ترا كارى است از اين بيرون نيست : اگر در آسمان است ، و اگر در زمين ، و اگر در ميان آسمان و زمين است ؛ آن من است ، و به فرمان من است . و هرچه خواهم كنم ، كسى مرا از آن منع نتواند كرد . بازين همه توانگرى ترا مىگويم : چه بود كه مرا به وكيلى خود فراستانى ؟ تا من همه كارهاى تو راست مىكنم ، و ترا به كسى باز نگذارم . تو مرا بگذارى ، و به قول من اعتماد نكنى ؟ ! من ترا مىنوازم و تو از من مىگريزى ؟ ! من ترا عطا مىفرستم ، و تو از ديگرى منّت مىدارى ؟ ! من ترا شب و روز نگاه مىدارم ، و پاسبانى تو مىكنم ، و تو سپاس از فلان و به همان ، و از سگ و گربه مىدارى ، و شكر نعمتهاى من فراموش مىكنى ؟ من گرفتم كه من بدين هيچ حساب نكنم ؛ تو خود شرم ندارى كه همه وفاهاى مرا مكافات جفا كنى ؟ و در علم سابق من بر زبان محمّد مصطفى حبيب من به شما رسانيدهام كه : اللّه أرحم بعبده المؤمن من الوالدة الشفيقة بولدها . و بسيار باشد كه مادر مشفق
--> ( 1 - 1 ) - از نسخهء « د » افتاده است ؛ از نسخههاى « ت » ، و « ج » بدان افزوده شد .